محمد مهرسام جانمحمد مهرسام جان، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره

یه دنیای جدید و زیباتر با تو

خداحافظ 92!

1392/12/24 15:34
نویسنده : سحر
509 بازدید
اشتراک گذاری

سال نودو دو خیلی زود گذشت. اصلاً باورم نمی​شه نزدیک عیده و یک سال دیگه گذشت و من انگار دارم خواب می​بینم.  امسال نمی​خواسم خیلی همه جارو تمیز کنم و از جون​م مایه بذارم چون قراره تابستون یه اتاق دیگه به خونه اضافه کنیم و زیادی تمیز کردن کار بی​خود، اما طاقت نیاوردم و کلی تمیز کاری کردم ،چند روز تا آخر شب مشغول بودیم  تا نهایتاً باکمک هادی تونستم همه​ی کارهام رو انجام بدم واین طوری شد که امسال هم تونستیم تمیز کاری عید رو به نحو احسن انجام بدیم و الآن همه جا به معنای واقعی برق می​زنه و ما هم داریم کیف​ش رو می​بریم.خوشمزه

دیگه اینکه برای تقویم هنوز کاری نکردم تا بریم آتلیه عکسای 8 ماهگیم بندازم بعد ببینم چی میشه .پسرم خرید هم نداره چون مهرسام کلی لباس نو داره که نپوشیده و چیزی لازم نداره و فقط یه دستمال سر می​خواد که اگه تونستم تو چند روز آینده براش می​خرم و بعد دیگه آماده ایم برای سال جدید.

پنج شنبه تولد حسام جون بودیم. خیلی خوب بود . بهمون خوش گذشت مهمون ها هم به من میگفتن هیچ فرقی باقبل نکردم و من هم از این تعارف بسی خرسند.خیال باطل

راستی تا اولین چهارشنبه سوری مهرسام هم چیزی نمونده ،امسال میخوایم بریم  تو حیاط فانوس هوا کنیم و ... آخر شبم میریم از روی آتش میپریم و میگیم "زردی من از تو، سرخی تو از من"و به این شکل اولین چهارشنبه سوری مهرسام رو میگذرونیم.هورا

مهرسام این روزها عاشق آهنگ و ملودیه و وقتی میشنوه به سبک خودش باهاش نانای می​کنه یعنی سرشو تکون میده. یاد گرفته می​گه دد و وقتی من لباس تنم میکنم یا درب ورودی که باز میشه کلی ذوق میکنه ،هادی جون چند روز پیش که رفته بود استخر موقع برگشت یه تاب ناز  واسش خریده بود که حالا عاشق تابشه و وقتی توش میزاریمش و تابش میدیم کلی خوشش میاد

اولین باری که سوار شد

یعنی این چیه؟؟؟متفکر

 

خوردنیه؟؟؟خوشمزه

نه بزار ببینم اون بالا چه خبره شاید فهمیدمابرو

فکر کنم چیز خوبیهنیشخند

دوسش دارم ممنون بابا جونمماچ

 

سال نودودو به سرعت گذشت و کمتر از یک هفته​ی دیگه به پایان می​رسه. سال گذشته نقطه​ی عطف زندگی من بود و به راحتی میتونم بگم سالی که از من یه سحر دیگه ساخت و طعم شیرین مادر شدن رو به من چشوند. درکل سال خوبی بود و خاطرات​ش تا ابد تو ذهن​م حک شد. سالی که حاصل عشق ده سال مون روتو آغوش گرفتیم و شیرینی داشتن مهرسام رو تو تمام لحظات​ش حس کردیم. یکی​یه​دونه​ی زندگی​مون خیلی از اولین​هاش رو تو این سال تجربه کرد و بالید. نودو دو برای من سالی تکرار نشدنی خواهد ماند. خداحافظی از نودو دو برام سخته و بستن دفتر خاطرات​ش سخت​تر. با یک دنیا امید و آرزوی سلامتی برای پسر نازنین​م و همسر مهربان​م و همه​ی عزیزان​م و دوست​های گلم به استقبال سال جدید می رویم.قلب

 

 

پسندها (2)

نظرات (1)

نفس مامان مهرسام
18 فروردین 93 20:15
سلام محمد مهرسام جان سال نو مبارک عسیسم خوشحال میشم باهم دوست بشیم و به ماهم سر بزنی خدا حفظت کنه خیلی نازی
سحر
پاسخ
سال نوی شمام مبارک حتمآ لینک وبتون رو اشتباه گذاشتی عزیزم