خداحافظ 92!
سال نودو دو خیلی زود گذشت. اصلاً باورم نمیشه نزدیک عیده و یک سال دیگه گذشت و من انگار دارم خواب میبینم. امسال نمیخواسم خیلی همه جارو تمیز کنم و از جونم مایه بذارم چون قراره تابستون یه اتاق دیگه به خونه اضافه کنیم و زیادی تمیز کردن کار بیخود، اما طاقت نیاوردم و کلی تمیز کاری کردم ،چند روز تا آخر شب مشغول بودیم تا نهایتاً باکمک هادی تونستم همهی کارهام رو انجام بدم واین طوری شد که امسال هم تونستیم تمیز کاری عید رو به نحو احسن انجام بدیم و الآن همه جا به معنای واقعی برق میزنه و ما هم داریم کیفش رو میبریم.
دیگه اینکه برای تقویم هنوز کاری نکردم تا بریم آتلیه عکسای 8 ماهگیم بندازم بعد ببینم چی میشه .پسرم خرید هم نداره چون مهرسام کلی لباس نو داره که نپوشیده و چیزی لازم نداره و فقط یه دستمال سر میخواد که اگه تونستم تو چند روز آینده براش میخرم و بعد دیگه آماده ایم برای سال جدید.
پنج شنبه تولد حسام جون بودیم. خیلی خوب بود . بهمون خوش گذشت مهمون ها هم به من میگفتن هیچ فرقی باقبل نکردم و من هم از این تعارف بسی خرسند.
راستی تا اولین چهارشنبه سوری مهرسام هم چیزی نمونده ،امسال میخوایم بریم تو حیاط فانوس هوا کنیم و ... آخر شبم میریم از روی آتش میپریم و میگیم "زردی من از تو، سرخی تو از من"و به این شکل اولین چهارشنبه سوری مهرسام رو میگذرونیم.
مهرسام این روزها عاشق آهنگ و ملودیه و وقتی میشنوه به سبک خودش باهاش نانای میکنه یعنی سرشو تکون میده. یاد گرفته میگه دد و وقتی من لباس تنم میکنم یا درب ورودی که باز میشه کلی ذوق میکنه ،هادی جون چند روز پیش که رفته بود استخر موقع برگشت یه تاب ناز واسش خریده بود که حالا عاشق تابشه و وقتی توش میزاریمش و تابش میدیم کلی خوشش میاد
اولین باری که سوار شد
یعنی این چیه؟؟؟
خوردنیه؟؟؟

نه بزار ببینم اون بالا چه خبره شاید فهمیدم

فکر کنم چیز خوبیه
دوسش دارم ممنون بابا جونم

سال نودودو به سرعت گذشت و کمتر از یک هفتهی دیگه به پایان میرسه. سال گذشته نقطهی عطف زندگی من بود و به راحتی میتونم بگم سالی که از من یه سحر دیگه ساخت و طعم شیرین مادر شدن رو به من چشوند. درکل سال خوبی بود و خاطراتش تا ابد تو ذهنم حک شد. سالی که حاصل عشق ده سال مون روتو آغوش گرفتیم و شیرینی داشتن مهرسام رو تو تمام لحظاتش حس کردیم. یکییهدونهی زندگیمون خیلی از اولینهاش رو تو این سال تجربه کرد و بالید. نودو دو برای من سالی تکرار نشدنی خواهد ماند. خداحافظی از نودو دو برام سخته و بستن دفتر خاطراتش سختتر. با یک دنیا امید و آرزوی سلامتی برای پسر نازنینم و همسر مهربانم و همهی عزیزانم و دوستهای گلم به استقبال سال جدید می رویم.



خداحافظ 92! 

